خنده های آبی

خواندن این وبلاگ کار هر کسی نیست... معمولا خواننده های این وبلاگ بد جوری از کوره در میروند چون هیچ کس طاقت این همه حقیقت را از زبان یک دیوانه ندارد

سنگ پا

در کمال پر رویی همچنان ماهی یک بار این جا سر میزنم و ابراز وجودی میکنم.اما چه میشه کرد حرفی نیست.اینجا را باز کرده بودم وراجی های دلم را بنویسم دل صاب مرده که خفه خون گرفته بقیه اعضا هم جیکشون در نمیاد شاید بدمش اجاره! امروز میسپارمش بنگاه.....شایدم اسمشو عوض کردم، گریه های آبی!

  
نویسنده : من ; ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/٧
تگ ها :