خنده های آبی

خواندن این وبلاگ کار هر کسی نیست... معمولا خواننده های این وبلاگ بد جوری از کوره در میروند چون هیچ کس طاقت این همه حقیقت را از زبان یک دیوانه ندارد

 

خیابونا به این شلوغی اونوقت هرکیو میبینم شکایت از تنهایی داره.اگه هر کس با کناریش دوست بشه همه از تنهایی در میاییم.

-میتونم کنارتون بشینم؟

-نه متاسفم اینجا قبلا رزرو شده!

-میشه اینجا بشینم؟

-نه نه من منتظر برات پیتم...یا کسی تو اون مایه ها.

-اینجا جا جای کسیه؟

-نه اما میخوام تنها باشم!

-ممکنه پیشه شما بشینم؟

-هر جور مایلید من داشتم بلند میشدم!

-..........

  
نویسنده : من ; ساعت ۱۱:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱۱
تگ ها :