خنده های آبی

خواندن این وبلاگ کار هر کسی نیست... معمولا خواننده های این وبلاگ بد جوری از کوره در میروند چون هیچ کس طاقت این همه حقیقت را از زبان یک دیوانه ندارد

 

پیراهن بزرگی به تن بچگی هایم زار میزند!

  
نویسنده : من ; ساعت ٩:۳٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٩/٩
تگ ها :