خنده های آبی

خواندن این وبلاگ کار هر کسی نیست... معمولا خواننده های این وبلاگ بد جوری از کوره در میروند چون هیچ کس طاقت این همه حقیقت را از زبان یک دیوانه ندارد

این من نیستم!

هنوزم به آینه زل میزنمو با شگفتی به بزرگ شدنم نگاه میکنم!

کاش این آینه بزرگ قدی رو زودتر نصب میکردم!

این تغییرات یک شبه و ناگهانی بود

حالت گیج چشم ها- بلاتکلیفیه ابرو ها و این لبخند بی معنی

که تا به امروز شاد شاد بود........

خدای من این خانم کیه؟

  
نویسنده : من ; ساعت ۱۱:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٩
تگ ها :