خنده های آبی

خواندن این وبلاگ کار هر کسی نیست... معمولا خواننده های این وبلاگ بد جوری از کوره در میروند چون هیچ کس طاقت این همه حقیقت را از زبان یک دیوانه ندارد

یا تو زیبا تر شدی... یا چشام بارونیه!

بعد از ظهر این همسایمون که پنجره اتاقش همیشه بازه داشت یه ترانه گوش میداد

نمی دونم خوانندش کیه اما حسه خیلی خوبی تو اون هوای ابری به من داد حسش

 اونقدر شگفت بود که آهنگ رو حفظ شدم!!!!!

یا تو زیبا تر شدی... یا چشام بارونیه!
این قفس باز ولی قلب من زندونیه!
من پشیمون میکنم جاده رو از رفتنت
تو نباشی میپره عطرت هم از پیرهنت
می خوام آروم شم تو نمیزاری
هر دو بیرحم از عشق و بیزاری
همه دنیا مو ریزو رو کردم
تو رو شاید دیر آرزو کردم
قدمای آخرو آهسته تر بر دار
واسه من کابوسه فکره آخرین دیدار ..........


اگه کسی اسم خوانندشو میدونه لطف کنه به من بگه!

  
نویسنده : من ; ساعت ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۸/۸
تگ ها :