بعد کلی انتظار صبح که چشامو باز کردم صدای لاستیک ماشینای تو خیابون رو آسفالت خیس میومد!!!!

پنجره رو باز کردم......

بارون!!!

بالاخره اومد

توی این کویر باریدن بارون دم صبح رو صورتت مثه این میمونه که یه فرشته ببوستت!