خنده های آبی

خواندن این وبلاگ کار هر کسی نیست... معمولا خواننده های این وبلاگ بد جوری از کوره در میروند چون هیچ کس طاقت این همه حقیقت را از زبان یک دیوانه ندارد

سرما

هیچ وقت از سرما خوشم نیومده! وقتی بچه بودم بابام که از بیرون میومد یه راست میرفت سمت بخاری بعد همین جوری که سعی میکرد خودشو گرم کنه میگفت:"هوا خیلی سرده!امشب چند نفر از سرما میمیرن!"

بعد من تو عالم بچگی یه دنیا غصه میشست رو دلم! میرفتم یه گوشه ای واسه اونا که قرار بود امشب بمیرن زار زار گریه میکردم!....

  
نویسنده : من ; ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱٤
تگ ها :