خنده های آبی

خواندن این وبلاگ کار هر کسی نیست... معمولا خواننده های این وبلاگ بد جوری از کوره در میروند چون هیچ کس طاقت این همه حقیقت را از زبان یک دیوانه ندارد

 

تازه تر شدم اما هنوز نپذیرفتم بزرگ باشم از کودکی نمیشود جدا شد از بادبادک از دفترهای 2 خط زبان از هیجان شهر بازی رفتن........

  
نویسنده : من ; ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٦/۱٩
تگ ها :