خنده های آبی

خواندن این وبلاگ کار هر کسی نیست... معمولا خواننده های این وبلاگ بد جوری از کوره در میروند چون هیچ کس طاقت این همه حقیقت را از زبان یک دیوانه ندارد

پاک

 از زل زدن به آتیش لذت میبرم چه شمع باشه چه شعله های ١٠ متری!!منو یاد چیزای خوب میندازه:

دستهای گرمت

نگاهت

زنده بودنت...

بیا از وسطش رد بشیم  افسانه ها میگن نمی سوزیم!

  
نویسنده : من ; ساعت ۱:٠٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/۱٤
تگ ها :