خنده های آبی

خواندن این وبلاگ کار هر کسی نیست... معمولا خواننده های این وبلاگ بد جوری از کوره در میروند چون هیچ کس طاقت این همه حقیقت را از زبان یک دیوانه ندارد

آلزایمر

                   

خیلی وقته که همدیگرو ندیدیم

چیزه زیادی ازت یادم نیس

یه تصویر محو ،یه شکل مبهم، مثل خواب داری فراموش میشی.

شاید احمقانه به نظر بیاد اما هنوز امیدوارم..امیدوار به اینکه روزی واضح و آشکار از عمیق ترین دره رویاهام بیرون بیای و تبدیل به واقعی تری آدم زندگیم بشی!

  
نویسنده : من ; ساعت ۱:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/۱۱/٢٤
تگ ها :