خیلی خسته ام...خدا هم خسته است.فکر میکنم اونم بالاخره پیر شده کهولت و خستگی اونم از کاراش معلومه...دیگه ازش بریدم...هر چی میگم میگه نه!حالا حکمت به کنار فکر کنم دیگه اون قدرت قدیمو نداره...

من که نخواستم رود نیل و بشکافه....

من که نخواستم عصام رو تبدیل به مار کنه....

من که نخواستم مرده زنده کنه....

من فقط خواستم نا امیدم نکنه همین!

بعد عمری مسلمونی به جرگه کفار پیوستم