قدیما تو قصه های مادر جونم یه شیی بود به نام سنگ صبور!

قهرمان داستان هر چی مشکل و گرفتاری داشت  واسه این سنگ تعریف میکرد

در نهایت هم میگفت :ای سنگ صبور یا تو بترک یا من!

و معمولا هم سنگ صبور میترکید و همه بدی ها تموم میشد و داستان ختم به خیر.

سنگ صبور همیشه هم صبرش زیاد نبود گویا!