خنده های آبی

خواندن این وبلاگ کار هر کسی نیست... معمولا خواننده های این وبلاگ بد جوری از کوره در میروند چون هیچ کس طاقت این همه حقیقت را از زبان یک دیوانه ندارد

به کجا چنین شتابان؟

اگر این قدر بلند داد و بیداد نمیکردی حتما متوجه میشدی که مدتها

پیش من درو محکم پشت سرم بستم و رفتم!

  
نویسنده : من ; ساعت ٦:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸۸/٩/۱٦
تگ ها :