سنگ پا

در کمال پر رویی همچنان ماهی یک بار این جا سر میزنم و ابراز وجودی میکنم.اما چه میشه کرد حرفی نیست.اینجا را باز کرده بودم وراجی های دلم را بنویسم دل صاب مرده که خفه خون گرفته بقیه اعضا هم جیکشون در نمیاد شاید بدمش اجاره! امروز میسپارمش بنگاه.....شایدم اسمشو عوض کردم، گریه های آبی!

/ 6 نظر / 42 بازدید
آرمان

تو معلومه کجایی و داری چیکار میکنی؟ گریه ها چرا آخه؟

ذهن قرمز

این عدم اقبال هم جریانی است ها...من هم گرفتارش شده ام...دیده ای مردم چه اراجیفی مینویسند بعد پشتش چه به به و چه چهی همه تعریف و تمجید....شادی فکر میکنم عیب از خود مان باشد....ببخشید ها اما باید بگویم خود خود خرم.

علی تنها

بودنم را هيچ کس باور نداشت هيچ کس کاري به کار من نداشت بنويسيد بعد مرگم روي سنگ با خطوطي نرم زيبا وقشنگ آنکه خوابيده در اين گور سرد بودنش را هيچ کس باور نکرد آپیدم[گل]

محمد

الانم فصل اجاره تموم شده مشتری پیدا نمیشه:ی آپ کن که ما منتظریم.