جمعه بعد از ظهر!

هوا ابریه .خونه مادرجون همیشه یه حالی داره از آرامش و سکوت

سکوت

سکوت

و تو این سکوت بی نظیر صداهایی رو می شنوم که خیلی وقته نشنیدم:

دوچرخه سواری که گذشت

جیک جیک گنجیشکا

بق بقوی کبوترا

دلم می خواد تا ابد تو  حیاط کوچولوش بشینم اما صدام میزنه: مادر!هوا سرده بیا تو!

و تو اتاق بو هایی میاد که مستت میکنه:

سیرداغ آش رشته...

چای دارچینی...

کیک یزدی...

خدایا! اینجا یه تیکه از بهشت نیست؟ای کاش تو بهشت هم صدای قل قل سماور بیاد!

 

/ 6 نظر / 11 بازدید
بهنامترین

من عاشق آن در شدم.دعوتم نمیکنی آنورها؟سلام

ماهک

سلااااااااااااااااااااام[گل]

ماهک

وااااااای چقدر دوست داشتنیه صدای قلقل سماور و بیشتر اون اش [نیشخند]

ماهک

وااااااای چقدر دوست داشتنیه صدای قلقل سماور و بیشتر اون اش [نیشخند]

nich

سلام. چشمات با حاله که با حال می‌بینه [نیشخند] در ضمن اگه خدا با ایرانی‌ها حال کنه و بهشت راه‌شون بده ، حتما اون‌جا هم صدای قل‌قل سماور هست ، هم آش رشته و کیک یزدی.[شوخی]

ماهک

لینکت کردم خانمی مهربون بووووووووووووووووس فراواااااااااااااان