که این طور!

اولش که دیدم ۳ ساله اینجا مطلبی ننوشتم تعجب کردم!! واقعا ۳ سال گذشت؟؟؟ واقعا ۳ سال پیش بود؟!؟ حالا فهمیدم چی شد که به اینجا رسیدم... حالا فهمیدم شالوده اون دیوار بتنی رو کی ریخت و چرا...


سه سال گذشته و من عوض نشدم... شاید دیوار بتنی که دور خودم ساخته بودم رو این روزها دارم خراب میکنم، ولی با دیدن نگاههایی که از بالای شونه ام رد میشن و به دختر زیبای میز پشت سرم میوفتن، به راحتی دست از کار میکشم... چند قدم میرم عقب.. و با خودم فکر میکنم آیا خراب کردن دیوار کار درستیه؟

بهتر قبل از آسیب پذیر کردن خودم بیشتر فکر کنم.

/ 0 نظر / 29 بازدید