من تنها بودم ،اونم تنها بود

من منتظر بودم ،اونم منتظر بود

درست در همین لحظه به هم رسیدیم!اما یهو ......

باز من تنها موندم ،اونو نمیدونم

اما دیگه منتظر نیستم ،اما اون شاید!

/ 14 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حامد ابراهیم پور

به غیر رنج، به جز غصه و عذاب نداد زمانه ای که به من حق انتخاب نداد سوال کرد پی عشق میروی یا نه؟ سوال کرد، ولی فرصت جواب نداد...

حامد ابراهیم پور

راستی نقاش خانم! خیلی وقت است آبی میبینم ،اما خنده نه! بیا بیرون...فکر میکنم دیگه کافی باشه رفیق.

ف.ا

تو هم منتظری...آدم تنها همیشه منتظره!

مارکوپولو

فکر میکنم. که همه آدمها منتظر هستن. منتظر یه روز دیگه. اما بستگی داره. که چه کسی طاقتش بیشتر باشه. تا صبر کنه. اما اگه بی طاقت باشه. همون روز اول منتظر بودنش رو نشون بده. شما مثل اینکه صبرت زیاده. درسته؟

نانی آزاد....مترسک

دست نوشته های کسی که دلخوشی اش همین است.... که تو می بینی و می خوانی.... می خندی و اشک میریزی و میروی.... دست خودم نیست.... باید هر روز اضافه کنم چون چیزی به پایانم باقی نیست مجبورم چیزی باقی بگذارم، برای.... هیچ.... عجله دارم به نام نویسنده ای که اسمش فراموش شد...[گل]

مسعود

سلام دوست عزیز[لبخند] با مطلب جدیدی به روز و منتظر شما هستم[گل]

رضا

دهه چرا عکسهات غیب شه؟ راستی نمیخوای عکس اون نصفه خودتو هم بگذاری؟ امضا بچه پر رو

رهایی

سلام . مطالب خیلی قشنگی داری کوتاه و جذاب پیشم بیا . موفق باشی

مرضی

لحظه ی خوبی به هم رسیدید... پس چرا با هم نموندید؟

Ye adam

خودت خواستي ادما خودشون مسبب كاراشون هستن خودت هميشه ميگفتي!