میدونم آخرش همه رو میبخشی به جز اونایی رو که از رحمتت نا امید

 شدن اما من دیگه بهت اعتماد ندارم...اصلا میدونی چیه؟ حق با 

اونایی بود که همیشه تو رو تو نقاشیاشون پیرمرد نشون

میدادن...آره ،بهم ثابت کردی تو هم یه مردی مثل همه نامردای دنیا!

/ 8 نظر / 3 بازدید
من... نه منه تو .. منه خودم

و این کونه بود که نویسنده سنگ شد ...

آرمان

به به! بازی دختر پسری! بازی زنا و مردا! بازی چوپون من عاقلتره، چوپون من سالمتره...

محمد

زندگی یک بازی بیشتر نیست و ما همه عروسک های خیمه شب بازیشیم. ادامشو آپپپپپم:ی:ی:ی

ذهن قرمز

شادی میدونی من همیشه چه حسی بهش داشتم : باور نمیکنی اما همیشه برونکا (دشمن چوبین) با فکر کردن بهش تو ذهنم متصور شده... آآآه خدای برونکایی من...حالا چه تصوری داری از کسی که خدا براش شبیه برونکا است..

ک

چرا این عکس نصفست؟؟؟؟ بقیه اش کو پس؟؟؟؟[پلک]

عرفان

شادی!!!!!!ترکوندییی![نیشخند]