جودی آبوت

بیچاره قله های تفتان و دماوند... آتش فشان های خاموش... اگر در آینده نزدیک کسی رو نکشنم واقعا هنر کردم و باید به خودم جایزه بدم. چقدر دلم فرار میخواد فرار از همه جا و همه کس... دلم میخواد از کشور فرار کنم و با یه هویت جعلی تو یه کشوری که نه اونا منو میشناسن نه من حتی زبون اونا رو بلدم زندگی کنم. ترسیدم و شرایطم رو اصلا دوست ندارم و از همه بدتر توانایی و قدرت تغییر دادنش رو ندارم. شرایط... خانواده... حرف مردم... بهبود شرایط و آزادی من در گرو پا گذاشتن رو احساسات خانواده و آرامش خانواده و ابروی خانواده است. به من حق نمیدید دلم بخواد پرورشگاهی باشم؟؟ میدونم بدجنسیه ولی گاهی اوقات دوست و آشنا و خانواده زنجیر میشه دور دست و پام و نمیذاره راحت باشم.

این اشتباهه که فکر کنید اگر کاری به کار کسی نداشته باشید اونا هم کاری ب کار شما ندارن!!

/ 0 نظر / 22 بازدید