هستم نباشم بودم

شدم از این آدمهایی همش بودنی، همش بیکار، همش دم دست، همش هست... ولی خب اساس زندگی من سیاه یا سفیده... من یا هستم یا نیستم. حوصله ندارم سیاست به خرج بدم و کمی باشم و کمی نباشم. حوصله ندارم نقش بازی کنم و کنترل کنم و ...

الانم خیلی وقته دو دلم که باشم یا نباشم. هر چقدر هم بهم بگن بودنم خوبه و دوستم دارن و عاشقم هستن من حس میکنم تو دست و پام و زیادی ام. حس میکنم مناسب نیستم و باید برم. باید برم و با رفتنم به بودنم احترام بذارم. تا نباشم کسی قدر بودنم رو نمیدونه... یعنی از بس بودم آدمها کلا فراموش کردن که میتونم نباشم.

/ 0 نظر / 14 بازدید