!

میخوام بهت یه پیشنهاد بدم،

بیا از این به بعد من فقط به بدیها فکر کنم تو به خوبیها.

من به رفتن میاندیشم تو به موندن

من به جدایی فکر میکنم تو به رسیدن

من به سکون فکر میکنم تو به حرکت

من به تو فکر میکنم تو به من!

/ 17 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ف.ا

به رفتن به سکون به فرار حتی میتونی به مرگ فکر کنی نکته مهم اینه بعد همه این حرفا به من میاندیشی!!!!پس خوب فکر کن کوچولو!

ف.ا

با آینه رفتم که بگیرم خبر از خود دیدم....

حامد ابراهیم پور

طاعون و باز خنده ی چرکین موش ها اشک تو و تبسم آدم فروش ها جلادهای دهکده ما را کتک زدند بر گونه های کوچک خیس تو چک زدند رویم سیاه،پشت تو را داغ میزدند بر شانه های خیس تو شلاق میزدند در خون شکسته شد گره مشت های تو من بودم و شکسته شد انگشت های تو من بودم و تو را همه ی شب کتک زدند من بودم و به صورت خیس تو چک زدند یک دیو دست های سپید تو را شکست پشت برادران شهید تو را شکست تو چنگ روی صورت جلادها زدی تو باز گریه کردی و من را صدا زدی من زار مرده بودم و گوشم نمیشنید انگار مرده بودم و گوشم نمیشنید... ای کاش کاش کاش پشیمان نمیشدم ای کاش مرده بودم و پنهان نمیشدم....

آرتا

[گریه][گریه]

آرتا

[بغل] خوش به حالم که باید به این همه خوبیها فکر کنم !!

دایی

این آقا کی باشن؟

پریسان

سلام دوست عزیز عالی بود خوشحال میشم به کلبه ی کوچیک منم سر بزنی [گل]

آرتا

همه ی چیزایی که واسه بده نوشتی واقعن بدن (رفتن.جدایی..) به جز سکوت !! سکوت که بد نیست!! سکوتت ماهههههههههه... مخصوصا تو خونه ی ما !![شوخی]

رضا

دهه ! این دختره چرا سبیل داره؟ چه دوره زمونه ای شده بلا به دور

برف

کاش همه ما بدونيم که راه رسيدن به خدا از بين قلب انسانها عبور می کنه ! منتظر نظر شما در وبلاگم هستم [گل]